|
تا پاکی سادگی مرا پیش ببر ای لهجه ی خیس ابر ها، ای باران
تا گل غربت نرویاند بهار ازخاک جانم با خزانت نیز خواهم ساخت خاک بی خزانم گرچه خشتی از تورا حتی به رویا هم ندادم زیر سقف آشنائیهات می خواهم بمانم بی گمان زیباست آزادی – ولی من چون قناری دوست دارم درقفس باشم که زیبا تر بخوانم درهمین ویرانه خواهم ماند وازخاک سیاهش شعرهایم را به آبی های دنیا می رسانم گرتو مجذوب کجا آباد دنیایی من اما جذبه ای دارم که دنیا را بدینجا می کشانم نیستی شاعر که تا معنای حافظ را بدانی ورنه بیهوده نمی خواندی به سوی عاقلانم عقل یا احساس – حق با چیست؟ پیش از رفتن ای خوب کاش می شد – این حقیقت را بدانی یا بدانم محمد علی بهمنی
و خويشتن را يكباره به آينه مي سپارم وترا به باران..... آسمان نذرش را ادا كرد وابر لطافتش را پيش پايت قربان......... آهاي شبگرد غزلهاي عاشقي به كوچه پس كوچه هاي تنهائي من خوش آمدي خوش آمدي كاش چون پرتو خورشيد بهار سحر از پنجره مي تابيدم از پس پرده لرزان حرير رنگ چشمان ترا مي ديدم
دنيا شبيه توست مثل دلبري هات چيزي شبيه رنگ رنگ روسري هات مثل شکوه بادبادک بازي باد وقتي که مي رقصاندش بازيگري هات چيزي شبيه دل به لبخند تو دادن مثل گل ترديد در نا باوري هات افسوس اما شهر ارزان مي فروشد در پارکهاي شوخ، شرم دختري هات اي شهرزاد قصه هاي سالها پيش افسانه ام کن با تب افسونگري هات گم کرده ام آه اي هزار و يک درد خورشيد را قصه ي ديو و پري هات شاهي؟ گدايي؟ مرشدي؟ پيري؟ چه هستي؟ دل بسته ام عمري است بر پيغمبري هات امشب عمو زنجير باف قصه ام را آورده ام در حلقه ي پا منبري هات نذر مرا با کاسه اي گندم ادا کن تا پر بگيرم در حريم پاپري هات امروز يادم کن که فردا ديگر از من گردي نخواهد خاست با يادآوري هات
|
About![]()
سلام Archivesتیر 1388خرداد 1388 مهر 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 Links
یادت نره دوست دارم |